معنی کوتکش
9 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) کناس. (فرهنگ فارسی معین ذیل کودکش). آنکه کار او کشیدن کوت باشد. آنکه به مزارع و باغها کوت یا کود حمل کند. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کوت و کود و کوت کشیدن شود. - امثال: کش کش است چه زرکش چه کوت کش. نظیر: قباسفید قباسفید است. دوغ و دوشاب یکی است. (امثال و حکم ج ۳ ص ۱۲۱۹).
کلمات همقافیه با «کوتکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر