معنی کوتک
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان پیشین است که در بخش راسک شهرستان ایرانشهر است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ تَ ] (ترکی، اِ) کُتَک. چوبدستی. عصا. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): بعضی را به چوب و کوتک تأدیب نموده و پاشا را از آن جهل و بدمستی ملامت کرده. (عالم آرا ص ۷۷۶ از فرهنگ فارسی معین). || دستهٔ هاون. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || چوب گازران. (فرهنگ فارسی معین). || با چوب زدن. (ناظم الاطباء). ضرب (مطلق). زدن (چه با چوب و چه غیر آن). کتک. (فرهنگ فارسی معین): چند نفر از مستحفظین لشکر را گوش و بینی بریده، سرداران سنگر را هم تعزیر نموده کوتک بسیاری زده... (تاریخ گلستانه).و رجوع به کتک شود.[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان رودبار است که در بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان بهبهان است و ۱۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کوتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر