معنی کوتهی کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) کوتاهی کردن. (آنندراج): دوست گر از لطف خواهد بخیه بر زخمم زند تار زلفش کوتهی با این درازی می کند. سلیم (از آنندراج). رجوع به کوتاهی کردن شود.
کلمات همقافیه با «کوتهی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر