معنی کوتهزندگانی
6 بازدید
[ تَ هْ زِ دَ / دِ ] (ص مرکب) کوتاه زندگانی. کوتاه عمر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ولیکن رادمردان جهاندار چو گل باشند کوته زندگانی.دقیقی. هرکه به محل رفیع رسید، اگرچه چون گل کوته زندگانی بود عقلا آن را عمری دراز شمرند. (کلیله و دمنه). رجوع به کوتاه زندگانی شود.
کلمات همقافیه با «کوتهزندگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر