معنی کوتهزبان
5 بازدید
[ تَ هْ زَ ] (ص مرکب) کوتاه زبان. (فرهنگ فارسی معین). آنکه به جهت نداشتن حق، دعوی نتواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ز طمع است کوته زبان مرد آز چو شد طمع کوته، زبان شد دراز.اسدی. و رجوع به کوتاه زبان شود.
کلمات همقافیه با «کوتهزبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر