معنی کوتهدیدگی
6 بازدید
[ تَ هْ دی دَ / دِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی کوته دیده. کوته بینی. کوتاه بینی : ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی. سنائی. رجوع به کوته دید، کوته بینی و کوتاه بینی شود.
کلمات همقافیه با «کوتهدیدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر