معنی کوتاهزبان
5 بازدید
[ زَ ] (ص مرکب) کسی که در سخن گفتن عاجز باشد. آنکه گفتارش فصیح نباشد. کوته زبان. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کوته زبان شود. || آنکه به علت نداشتن حق، دعوی نتواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || کم سخن. آنکه دراززبان نباشد. و رجوع به کوتاه زبانی شود.
کلمات همقافیه با «کوتاهزبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر