معنی کوتاهجامه
4 بازدید
[ مَ / مِ ] (ص مرکب) که لباس او کوتاه باشد: آنچه کوتاه جامه شد جسدش کردم از نظم خود درازقدش.نظامی.
کلمات همقافیه با «کوتاهجامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر