معنی کواکبی
7 بازدید
[ کَ کِ ] (اِخ) از صوفیه و علما و فقهای قرن یازدهم هجری و نام او ملا ابراهیم است، وی نخست در زادگاه خویش، حلب به کسب دانش پرداخت و سپس برای تحصیل علم به استامبول رفت و در سال ۱۰۳۹ به قضای مکه منصوب و با کشتی روانهٔ حجاز شد ولی در حوالی جده از کشتی به دریا افتاد و غرق گردید و او را بدان جهت کواکبی گفتند که جد او محمدبن ابراهیم در بدایت حال به صنعت آهنگری امرار معاش می کرده و بیشتر نوعی از مسمار می ساخته که آن را در عرف مردم آن نواحی کواکبی می نامند و سلسله و اولاد او را نیز بنی الکواکبی نامند. این خاندان طایفهٔ بزرگی است از اهل فضل و ریاست و دارای طریقتی مشهور به طریقت اردبیلیه که به جد عالی شان شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی (جد صفویه) منسوب است. (از ریحانة الادب).[ کَ کِ ] (اِخ) عبدالرحمن بن احمد الکواکبی (۱۲۶۵ -۱۳۲۰ هـ .ق.) ملقب به سیدالفراتی از علمای اجتماعی و از رجال اصلاح طلب اسلامی بود. در حلب تولد یافت و در همانجا به کسب دانش پرداخت روزنامهٔ «شهبا» را تأسیس کرد ولی از طرف دولت توقیف گردید و سپس مناصب عدیده ای به او محول شد اما دشمنان اصلاحات به کینه توزی برخاستند و از او سعایت کردند تا زندانی شد و همه دارایی خود را از دست داد. آنگاه به مصر رفت و در کشورهای عربی و شرق آفریقا و بعضی از شهرهای هندوستان به سیاحت پرداخت و سرانجام در مصر اقامت گزید تا درگذشت. برخی از آثار او عبارتند از: «ام القری» و «طبایع الاستبداد». (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۸۵).[ کَ کِ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم. از مشایخ و عرفای مشهور قرن نهم شام است که در علوم منقول نیز رتبتی عالی داشته است. به سال ۸۹۷ هـ .ق. در حلب درگذشت و در جوار مسجد مشهور به جامع کواکبی به خاک سپرده شد. (از ریحانة الادب).
کلمات همقافیه با «کواکبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر