معنی کواژ
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) طعنه و سرزنش را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مصحف گواژ است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گواژ و گواژه شود: کند طبع او بحر را سرزنش زند جود او در معادن کواژ. شمس فخری (چ صادق کیا).
کلمات همقافیه با «کواژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اژ» برای سرودن شعر