معنی کوالیده
5 بازدید
[ کَ / کُ دَ / دِ ] (ن مف) غله و کشت و زراعت بالیده و نموکرده. (برهان) (آنندراج). صحیح گوالیده (اسم مفعول از گوالیدن) است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گوالیده شود. || اندوخته و جمع کرده. (برهان) (آنندراج). صحیح گوالیده است. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «کوالیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر