معنی کوال
6 بازدید
[ کَ / کُ ] (اِمص) اندوختن و جمع کردن. (برهان) (آنندراج). گوال صحیح است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || نمو و بالیدن و افزایش کشت و زراعت. (برهان) (آنندراج). گوال صحیح است. (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گوال و کوالیدن و گوالیدن شود.[ کَ ] (اِخ) رود معروفی است در مرو شاهجان. در ساحتش روستاها و خانه ها است، از آن جمله است قریهٔ حفصاباد، و بدین جهت کوال حفصاباد نیز گفته می شود. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کوال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر