معنی کواء
8 بازدید
[ کِ ] (ع اِ) جِ کوة [ کَ وْ وَ / کُ وْ وَ ]. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به کوة شود.[ کَ وْ وا ] (ع ص) مرد پلید نیک دشنام دهنده مردم را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شتام. بدزبان. دارای زبان تلخ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - ابوالکواء؛ کنیت عربان است. (منتهی الارب). از کنیه های عرب. (از اقرب الموارد). || آنکه داغ زدن حرفهٔ اوست. (از معجم متن اللغة). داغ نه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). داغ زن.
کلمات همقافیه با «کواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر