معنی کهک
7 بازدید
[ ] (اِخ) شهرکی است از حدود خراسان بانعمت و از وی نمک خیزد. (از حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۰۴).[ کُ هَ ] (اِخ) شهری است در سجستان، و آن را تیرکهک نیز نامند که از اعمال رخج و نزدیک بُست است. (از معجم البلدان).[ ] (اِخ) دهی از دهستان پشت گدار است که در بخش حومهٔ شهرستان محلات واقع است و ۱۸۰ تن سکنه دارد. مقبرهٔ شاه خلیل جد آقاخان محلاتی در این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ ] (اِخ) مرکز بخش قهستان است که در شهرستان قم و در ۳۰ هزارگزی جنوب قم و ۱۹ هزارگزی جنوب راه قم به اصفهان واقع است. کوهستانی و سردسیر است و ۱۸۰۰ تن سکنه دارد. از آثار قدیم بقعه ای به نام امام زاده معصوم یا زینب خاتون و بقعهٔ دیگری به نام چهارامام زاده دارد و تاریخ بنای آب انبار و مسجد آن سال ۱۱۲۳ هـ . ق. است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ ] (اِخ) دهی از دهستان قشلاق بزرگ است که در بخش گرمسار شهرستان دماوند واقع است و ۴۰۰ تن سکنه دارد که از طایفهٔ اصانلو هستند و تابستان به ییلاق فیروزه کوه می روند. قلعهٔ خرابه ای به نام قلعهٔ زریف دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ کَ هَ ] (اِخ) دهی از دهستان تفرش است که در بخش طرخوران شهرستان اراک واقع است و ۸۰۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ ] (اِخ) دهی از دهستان دشتابی است که در بخش بویین شهرستان قزوین واقع است و ۳۶۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ کَ هَ ] (اِخ) دهی از دهستان همایی است که در بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع است و ۱۰۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «کهک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هک» برای سرودن شعر