معنی کهنکین
6 بازدید
[ کَ ] (ص، اِ) به زبان محلی کرمانی به معنی مقنی و چاخو است. (حاشیهٔ المضاف الی بدایع الازمان چ عباس اقبال ص ۴۲). کاریزکن. چاه کن : آنچه از فروع و مرافق عمل دیوان کرمان یافت همه فنا کرد... یا به گل کار و کهنکین داد. (المضاف الی بدایع الازمان ایضاً ص ۴۲). گفتند ما از پیران شنیده ایم که آفت شهر بم از رود آبارق است، اگر آوردن آن رود و در خندق شهر افکندن میسر گردد لابد دیوار خراب شود و شهر گشاده، پس فرمودند تا جملهٔ بازیار و کهنکین حوالی بم و نرماشیر جمع کردند و از بیست فرسنگی رود آوردند و در خندق افکند... (تاریخ سلاجقهٔ کرمان تألیف محمدبن ابراهیم). رجوع به کَهْن شود.
کلمات همقافیه با «کهنکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر