معنی کهنکار
7 بازدید
[ کُ هَ / هُ ] (ص مرکب) کهنه کار. باتجربه. که در کاری تجربه و سابقهٔ ممتد دارد: کهن کاران سخن پاکیزه گفتند سخن بگذار، مروارید سفتند.نظامی. رجوع به کهنه کار شود.
کلمات همقافیه با «کهنکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر