معنی کهنوت
6 بازدید
[ کَ هَ ] (معرب، اِ) وظیفهٔ کاهن. این کلمه سریانی است. (از اقرب الموارد). کاهنی. کهانت. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کاهن و کهانت و نشوء اللغه ص ۶۹ شود.
کلمات همقافیه با «کهنوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر