معنی کهنهفروش
9 بازدید
[ کُ نَ / نِ فُ ] (نف مرکب) کسی که قماشهای کهنه و اشیای مستعمل را بر دست و دوش برگرفته و بفروشد. (آنندراج). آنکه لباسهای کهنه و مندرس می فروشد. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). خُلْقانی. (دهار) (تفلیسی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): تا از لباس حسن بیاراست دوش خود از نو شدیم بندهٔ کهنه فروش خود. سیفی (از آنندراج). || مجازاً، آنکه معنی کهنه عرضه می کند. مقلد. (کلیات شمس چ فروزانفر ج ۷ فرهنگ نوادر لغات): نوبت کهنه فروشان درگذشت نوفروشانیم و این بازار ماست.مولوی.
کلمات همقافیه با «کهنهفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر