معنی کهنهشوی
6 بازدید
[ کُ نَ / نِ ] (نف مرکب) آنکه کهنهٔ آلودهٔ اطفال شیرخوار شوید. آنکه مشمع و جامهٔ پیچیدهٔ به اطفال شیرخوار را شوید. خادمه ای که مأمور شستن کهنه های طفل شیرخوار است. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «کهنهشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر