معنی کهنهشده
5 بازدید
[ کُ نَ / نِ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مندرس. مدروس. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کهنه شدن و کهنه شود. || قدیمی. متعلق به ایام گذشته.
کلمات همقافیه با «کهنهشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر