معنی کهنهحریف
5 بازدید
[ کُ نَ / نِ حَ ] (ص مرکب) سخت گربز. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کهنه رند. بسیار زیرک و مکار.
کلمات همقافیه با «کهنهحریف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر