معنی کهندوزی
4 بازدید
[ کُ هَ / هُ ] (حامص مرکب) رقعه زدن بر جامه های کهن. وصله زدن بر لباسهای مندرس و ژنده. تعمیر کردن جامه های کهنه. کهنه دوزی. مقابل نودوزی. به مجاز، کهن گرائی. کهنه پرستی : تا توانم چو باد نوروزی نکنم دعوی کهن دوزی. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۸۳).
کلمات همقافیه با «کهندوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر