معنی کهنبار

معنی کهنبار

6 بازدید
[ کَ هَمْ ] (اِ مرکب) مخفف کاه انبار است که انبار کاه باشد. (برهان). انبار کاه. (ناظم الاطباء).
[ کُ هَمْ / کَ هَمْ ] (اِ مرکب) خانه. (صحاح الفرس، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) . به معنی خانه است که به عربی بیت خوانند. (برهان). خانه و منزل و بیت. (ناظم الاطباء). || و بارگاه را نیز گویند. (برهان). || زردشت گفته است که روزگار کهن بارها کرده است و به هر باری گونه ای آفریده است چون آسمان و زمین و گیاه و جانوران و جهان را با مردم به سالی آفرید. و هرکی از این کهن بارها پنج روز است و نامشان هم کهن بار است به اضافهٔ اول و دویم، همچو کهن بار اول، کهن بار دویم و کهن بار سیم، و فارسیان به هر کهن باری جشنی سازند و عید کنند... (برهان). گاه انبار است و به کاف فارسی است، در برهان در این مقام آورده: خطاست در کاف عجمی به شرح به معنی وقت و گاه است نه انبار کاه که در کاف عربی نوشته شود چنانکه در کاوه سهو کرده اند. (آنندراج) (انجمن آرا). صحیح «گهنبار» است . مخفف «گاهنبار». (حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به گاه بارها و گهنبار و التفهیم متن و حاشیهٔ ص ۲۶۰ و خرده اوستا تألیف پورداود ص ۲۱۵ به بعد شود.

کلمات هم‌قافیه با «کهنبار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید