معنی کهله
7 بازدید
[ کَ لَ / لِ ] (اِ) گاورسهایی بود که از زر و سیم و ارزیز سازند. (نسخه ای از فرهنگ اسدی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) . ریزه های سیم و زر. (فرهنگ رشیدی). ریزه ها و گاورسهای زر و سیم را گویند. (برهان) (آنندراج). ریزه های زر و سیم. (ناظم الاطباء): بر کهلهٔ هجرانْت کنون رانی کفشیر بر کهلهٔ داغش بر کفشیر نرانی. منجیک (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بر پشت اگر خار کشی و دخ و دهله به زآنکه ز دونان طلبی ناسره کهله. ؟ (از فرهنگ رشیدی). || زر سفید را نیز گفته اند، و به ترکی آقچه خوانند. (برهان). زر سپید رایج را نیز گفته اند، و به ترکی آقچه خوانند. (آنندراج). زر سفید رایج. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر