معنی کهریزک
23 بازدید
[ کَ زَ ] (اِ مصغر) کاریز و قنات کوچک. (از ناظم الاطباء). رجوع به کهریز و کاریز شود.[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان افشاریهٔ ساوجبلاغ است که در بخش کرج شهرستان قزوین واقع است و ۱۳۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان قزل گچیلو است که در بخش ماه نشان شهرستان زنجان واقع است و ۴۵۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان غار است که در بخش ری شهرستان تهران واقع است و۷۵۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). نام محلی کنار راه قم و طهران میان خیرآباد و عبداللََّه آباد و یکی از کارخانه های قند ایران در اینجاست که در سال ۱۳۱۰ هـ . ش. مفتوح شد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از بخش شهریار است که در شهرستان تهران واقع است و ۱۰۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «کهریزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر