معنی کهریزه
6 بازدید
[ کَ هْ زَ / زِ ] (اِ مرکب) کاه ریزه. ریزهٔ کاه. خردهٔ کاه. پر کاه. پرهٔ کاه. پرهٔ خرد کاه : کز وجه زمین بوس ز دیوان سرایت که ریزه ربایند به بیجادهٔ جاذب.سوزنی.[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش سلدوز است که در شهرستان ارومیه واقع است و ۱۱۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان شهرویران است که در بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع است و ۲۷۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان کل تپهٔ فیض اللََّه بیگی است که در بخش مرکزی شهرستان سقز واقع است و ۴۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان قراتوره است که در بخش شهرستان سنندج واقع است و ۱۱۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کهریزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر