معنی کهربایی
4 بازدید
[ کَ رُ ] (ص نسبی) منسوب به کهربا. (ناظم الاطباء). || به رنگ کهربا. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چهره از بیم کهربایی گشته. (ظفرنامه از امثال و حکم ص ۱۴۷۶). || (اصطلاح فیزیک) مغناطیسی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کهربایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر