معنی کهبر
5 بازدید
[ کُ هْ بُ ] (نف مرکب) کوه بر. که کوه را قطع کند. که راههای کوهستانی را قطع و طی کند: معجزه باشد ستاره ساکن و خورشیدپوش نادره باشد سماری که بر و صحراگذار. فرخی.[ کَ بَ ] (اِخ) نام ولایتی است در هند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۶۱). نام ولایتی است در هندوستان. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). در فرهنگ رشیدی «کهیر» (به فتح کاف و کسر ها)، نام ولایتی است از هند. (حاشیهٔ برهان چ معین): شه گیتی ز غزنی تاختن برد بر افغانان و بر گبران کهبر. عنصری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۶۱).
کلمات همقافیه با «کهبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر