معنی کهار
7 بازدید
[ کَ ] (اِخ) قومی از هنود که پالکی یا تخت و امثال آن را بردارد، و فارسیان به تشدید استعمال نمایند. (آنندراج): تا کرده رو بر پالکی کرده ست جا در پالکی بنشسته چون در پالکی نه چرخ کهار آمده. ملاطغرا (از آنندراج).[ کَ ] (اِخ) نام یکی از همدستان افراسیاب. (از فهرست ولف): کهار کهانی سوار دلیر دگر چنگش آن نامبردار شیر.فردوسی.
کلمات همقافیه با «کهار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر