معنی کنیزکبازی
9 بازدید
[ کَ زَ ] (حامص مرکب) معاشرت با زنان. مشغول شدن با آنان : چون پادشاهی بر وی قرار گرفت سر در نشاط و شراب و کنیزک بازی و تنعم نهاد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۷۸).
کلمات همقافیه با «کنیزکبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر