معنی کنگاور
6 بازدید
[ کَ وَ ] (اِخ) نام شهری بود میان همدان و کرمانشاهان و آن را عرب وقتی قصراللصوص نام کرده که دزدگاه شده بود و در زمان پرویز بس آباد بود و در آن قصری بود از قصور پرویز که یکصد ذرع ارتفاع داشت و عمارت آن تمامی از سنگ بود. چنانکه یک پارچه سنگ به نظر می آمده است. (از انجمن آرا) (از آنندراج). یکی از بخشهای شهرستان کرمانشاهان است. این بخش در شمال خاوری شهرستان واقع شده و در حدود آن به شرح زیر است: از طرف شمال بخش اسدآباد از شهرستان همدان. از طرف خاور شهرستان تویسرکان. از طرف جنوب دهستان خزل شهرستان نهاوند. از طرف باختر بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان. قراء مهم بخش در چهار دره به شرح زیر واقع شده است: ۱- درهٔ خرم رود. ۲- درهٔ سراب فش. ۳- دره قره گزلو. ۴- درهٔ سریان. بخش کنگاور از نظر تقسیمات بخشداری چهار دهستان به ترتیب از یک الی چهار تشکیل شده است. جمع قراء بزرگ و کوچک بخش ۶۵ آبادی است. جمعیت آن در حدود ۲۲هزار تن است. دیگر قراء مهم بخش عبارتند از: فش، گودین، قارلق، سلطان آباد، قزوینه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کَ وَ ] (اِخ) مرکز بخش کنگاور و در ۹۶هزارگزی کرمانشاهان و ۹۰هزارگزی همدان کنار راه شوسهٔ روی تپه واقع شده است. مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است: طول ۴۷ درجه و ۵۷ دقیقه، عرض ۳۴ درجه و ۳۰ دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۴۶۷ گز است. کنگاور یکی از آبادیهای قدیم کشور بوده که اکنون نیز آثار ابنیهٔ باستانی آن از قبیل ستون و سرستون دو قسمت جنوبی قصبه، در محلهٔ معروف به گچ کن و امام زاده دیده می شود. سکنهٔ شهر در حدود ۶۰۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵). و رجوع به ایران باستان ص ۱۵۱ و جغرافیای غرب ایران ص ۷۳ و ۷۴ و ۲۲۵ و ۲۶۹ و ۲۷۰ شود.
کلمات همقافیه با «کنگاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر