معنی کنکینا
6 بازدید
[ کِ ] (اِ) درخت بزرگی از محصولات آمریکا که پوست آن را در طب مانند مقویات و جهت دفع تب بسیار استعمال می کنند و پوست این درخت را نیز کنکینا و پوست گنه گنه نیز نامند. (ناظم الاطباء). کینکیناکلمهٔ اسپانیولی مأخوذ از زبان ساکنان کشور «پرو» از درختان بومی «پرو» و سرزمینهای اطراف آن است و مخصوصاً به واسطهٔ کنین سرشاری که در پوست آن وجود دارد، در اندونزی کشت می شود. (از لاروس). و رجوع به کینین و گنه گنه در همین لغت نامه و کارآموزی داروسازی ص ۱۸۸ شود.
کلمات همقافیه با «کنکینا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر