معنی کنکهٔ هندی
6 بازدید
[ کَ نَ کَ یِ هِ ] (اِخ) اسم او را «منکه» نیز نوشته اند و حتی برخی مانند ابن ابی اصیبعه «کنکه» و «منکه» را دو تن ذکر کرده و از کتب منسوب به کنکه قسمتی را به نخستین و دسته ای را به دومین نسبت داده اند. لیکن این هر دو اسم یک تن و اصح ضبطها نیز کنکه است که قابل انطباق بر اسم هندی می باشد. وی از منجمان و پزشکان گندی شاپور و از کسانی است که به مباشرت مترجمان، کتبی را به فارسی یا عربی درمی آورد. کنکه در قرن دوم و اوائل قرن سوم هجری می زیست. وی به فرمان هارون الرشید به بغداد خوانده شد و در خدمت خلیفه وظیفه و راتبهٔ خاص داشت و از آل برمک نیز برخوردار بود. کنکه چند کتاب طبی و نجومی را به مباشرت مترجمان از هندی به پهلوی یا به عربی درآورد و از آن جمله است «کتاب السموم» منسوب به «شاناق» یکی از دانشمندان و اطباء قدیم هند. (از تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی صص ۸۷ -۸۸). قاضی ساعد اندلسی از کتاب الوف ابومعشر بلخی آرد که کنکه در علم نجوم مقدم همهٔ علمای هند در قرون قدیمه است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). او راست: کتاب نمودار در اعمار و کتاب اسرارالموالید و کتاب القرانات الکبیر و کتاب القرانات الصغیر. (ابن الندیم). مؤلف کشف الظنون آرد، کنکة الهندی از قدمای منجمین است و اسرار الموالید از اوست. (کشف الظنون ج ۱ ص ۸۴). و رجوع به تاریخ الحکماء ابن قفطی و فهرست ابن الندیم و عیون الانباء ج ۲ ص ۳۲ شود.
کلمات همقافیه با «کنکهٔ هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر