معنی کنکریان
6 بازدید
[ کَ کَ ] (اِخ) خاندانی دیلمی که نخست در طارم به فرمانروائی پرداختند و سپس به آذربایجان و اران و ارمنستان و زنجان و ابهر و سهرورد نیز دست یافتند و بیشتر دیلمستان در تصرف ایشان بود. نخستین کسی که از این خاندان شناخته شده محمدبن مسافر است. افراد معروف این خاندان از این قرارند: ۱- محمدبن مسافر. ۲- وهسودان بن محمد ۳- نوح بن وهسودان ۴- جستان بن نوح ۵- ابراهیم بن مرزبان بن اسماعیل بن وهسودان. وی در سال ۳۸۷ هـ .ق. بر زنجان و ابهر و سهرورد و طارم دست یافت و در ۴۲۰ میان او و مسعود غزنوی جنگهایی رخ داد. ۶- جستان بن ابراهیم (در حدود ۴۳۰). ۷- مسافر (در حدود ۴۵۶). کنکریان چون با خاندان بویه که شیعه بودند دشمنی پیدا کرده و از خلیفهٔ بغداد که اختیارش به دست آل بویه بود روگردان بودند، از مذاهب سنی و شیعه هر دو منحرف شده آیین باطنی را پذیرفتند و سکه به نام آنان زدند. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به شهریاران گمنام شود.
کلمات همقافیه با «کنکریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر