معنی کنکر
6 بازدید
[ ] (اِ) رجوع به کنگر و لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۶۳ شود.[ کِ کِ ] (اِخ) لقب ابوخالد وردان کابلی. رجوع به ابوخالد کابلی در همین لغت نامه و نامهٔ دانشوران ج ۱ ص ۹۰ شود.
کلمات همقافیه با «کنکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر