معنی کنوس
7 بازدید
[ کُ ] (اِ) کُنُس. کونوس. ازگیل. رجوع به ازگیل در همین لغت نامه و درختان جنگلی ایران و جنگل شناسی ساعی شود. - کنوس طبری؛ به لغت تبرستان اسم نوع زعرور است و به ترکی ازگل خوانند و لذیذتر از زعرور است. (انجمن آرا) (آنندراج). اسم نوع کبیر زعرور است. (الفاظ الادویه).[ کُ ] (ع مص) پنهان شدن آهو در خوابگاه خود و درآمدن در آن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). در آشیان شدن آهو. (ترجمان القرآن) (دهار). در آشیان شدن آهو و گوزن و بز کوهی. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «کنوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر