معنی کنو
6 بازدید
[ کَ نَ وْ / کَ نو ] (اِ) بنگ را گویند و به عربی ورق الخیال خوانند. (برهان). کنب و کنف است که بنگ باشد و تخم آن را کنودانه و شاه دانه گویند. (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از جهانگیری). کنب. (فرهنگ رشیدی). اسم فارسی ورق الخیال است. (فهرست مخزن الادویه). بنگ. (ناظم الاطباء). کنب. کنف. قنب (معرب). رجوع به کنف شود. (فرهنگ فارسی معین): الابق؛ رسن که از پوست کنو است. (مهذب الاسماء). رجوع به کنف شود.[ کُ نُو ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش سروستان است که در شهرستان شیراز واقع است و ۳۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «کنو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر