معنی کنغ
7 بازدید
[ کِ ] (اِ) چرک کنج و گوشه های چشم. (برهان) (آنندراج). چرک گوشه و کنج چشم. (ناظم الاطباء). مصحف «کیغ» MMM کیخ. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به همین دو کلمه شود.
کلمات همقافیه با «کنغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نغ» برای سرودن شعر