معنی کنعت
6 بازدید
[ کَ عَ ] (ع اِ) کنعد. آزادماهی. (مسالک، شرح شرایع حلی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نوعی از ماهی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع کنعة شود.
کلمات همقافیه با «کنعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر