معنی کنعانی
6 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) منسوب به شهر کنعان. (ناظم الاطباء): ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد وقت آن است که بدرود کنی زندان را.حافظ. یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند مرگ گرگ تو شد ای یوسف کنعانی من. پروین اعتصامی.
کلمات همقافیه با «کنعانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر