معنی کنشگار
6 بازدید
[ کُ نِ ] (ص مرکب) عامل و کارکن. (انجمن آرا) (آنندراج). کارگر و عامل و کارکن و کارگزار و آنکه کار می کند و اجرای عملی می نماید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کنشگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر