معنی کنشتوک
5 بازدید
[ کَ نَ ] (اِ) به معنی کنشتو و آن گیاهی باشد که بدان جامه شویند. (برهان) (ناظم الاطباء): تو خوش بنشین که اعدای تو شستند ز ملکت دل به صابون کنشتوک. فخری اصفهانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کنشتوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر