معنی کنشته
5 بازدید
[ کِ نِ تَ / تِ ] (اِ) کنشت : که گبر و ترسا و جهود و بت پرست روا نمی دارد که آتشکده و کلیسیا و کنشته و بتخانه را رنجی رسد. (راحة الصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «کنشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر