معنی کنسولیار
5 بازدید
[ کُ ] (اِ مرکب) معاون کنسول. ویس قنسول. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به کنسول به معنی اول شود.
کلمات همقافیه با «کنسولیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر