معنی کنستو
6 بازدید
[ کَ نَ ] (اِ) اشنان باشد و آن گیاهی است که با بیخ آن جامه شویند و بعضی گویند کنستو، رستنیی باشد شبیه به اشنان و آن بیشتر در ولایت یمن و فرغانه روید و به عربی محلب خوانند. (برهان) (آنندراج). کنشتو. کنشتوک. نوعی اشنان. (فرهنگ فارسی معین). نباتی است که به بیخ آن جامه بشویند و آن را اشنان نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری) (از اوبهی). اشنان و یا گیاهی است شبیه با اشنان که بدان جامه شویند. (ناظم الاطباء): ایمن بزی اکنون که بشستم دست از تو به اشنان و کنستو. شهید بلخی (از کتاب احوال و اشعار رودکی ص ۱۲۳۱). || درختچهٔ پیوند مریم و نوعی آلبالوی تلخ است که از دانه های آن جهت دفع کرمهای روده استفاده کنند. محلب . (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کنستو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر