معنی کنست
11 بازدید
[ کَ نَ ] (اِ) آتشکده و آتشخانه. (برهان) (آنندراج). آتشکده را نامند و آن را کنشت نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). آتشکده. (ناظم الاطباء): تویی معبود در کعبه و کنستم تویی مقصود در بالا و پستم. مولوی (از جهانگیری). رجوع به کنشت شود.
کلمات همقافیه با «کنست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر