معنی کندواله
5 بازدید
[ کُ لَ / لِ ] (ص) مرد بلندبالای قوی هیکل. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (جهانگیری) (آنندراج) (ناظم الاطباء): چاکرانت به گه رزم و گه بزم بوند کندواله چو تهمتن چو فلاطون کندا. شهاب الدین عبداللََّه (از آنندراج). || پسر امرد بداندام و زشت و او را کرتله هم می گویند. (برهان). امرد قوی جثه که به اصفهان کرتله خوانند. (فرهنگ رشیدی). امرد قوی جثه و آن را کنداواله گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). امرد بداندام زشت. (ناظم الاطباء). رجوع به کنداواله شود.
کلمات همقافیه با «کندواله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر