معنی کندل
6 بازدید
[ کَ دَ ] (اِ) گیاهی است از تیرهٔ چتریان به صورت درختچه با ارتفاع ۲/۱ تا ۴/۱ متر که در اکثر نقاط ایران می روید. ساقه اش ضخیم بی برگ و گلهایش سفید و میوه اش کوچک و بیضوی است. در مجاری ترشحی گیاه مذکور شیره ای جریان دارد که بر اثر گزش حشرات یا تولید زخم و خراش و شکافهایی که باد و عوامل دیگر در پوست ساقه اش ایجاد می کند به خارج ترشح می شود. و بعلاوه در ریشه های سه ساله تا چهارساله نیز مقدار زیادی از این صمغ وجود دارد که بر اثر گرمای ثابت زمین خودبخود از اطراف شکافهای ناحیهٔ یقه به خارج ترشح می شود. این صمغ را به نام صمغ آمونیاک می نامند و آن به صورت قطعات کوچک و نامنظم (به بزرگی ۳/۱ تا ۵/۳ سانتیمتر) یا به شکل تودهٔ حجیمی به رنگ زرد می باشد و بوی معطر و طعم گس و تلخ و مهوعی دارد. شجرالاشق. درخت اشه. درخت وشق. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به اشق و الزاق الذهب شود.
کلمات همقافیه با «کندل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر