معنی کندذهن
6 بازدید
[ کُ ذِ ] (ص مرکب) کودن و کم هوش. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). دیریاب. دیرفهم. کودن. که درس دیر آموزد. بلید. کورذهن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مغفل. (منتهی الارب). و رجوع به کندذهنی شود.
کلمات همقافیه با «کندذهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر