معنی کنجکنج
4 بازدید
[ کِ کِ ] (ص) کوچک و خرد. || (ق) اندک. || کم کم و بهره بهره. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و به این معنی با جیم فارسی (کنچ کنچ) هم گفته اند و به جای نون یاء حطی نیز به نظر آمده است (کیچ کیچ). (برهان). و رجوع به کیچ کیچ شود.
کلمات همقافیه با «کنجکنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر